انتظار

۱۳۵۳ ۴۸ دقیقه ۱۲+

امتیاز کاربران
امتیاز شما
محبوبیت

پسربچه‌ای هر روز وظیفه دارد برای یک زن و مرد سالخورده ظرفی بلوری پر از یخ را ببرد. او همیشه ظرف را در خانه‌ای تحویل می‌دهد که فقط دست یک زن جوان از داخل آن بیرون می‌آید و بدون این‌که او را ببیند، ظرف را می‌گیرد. پسربچه که بی‌صبرانه منتظر این کار روزانه است، یک روز هم‌زمان با عزاداری در شهر، کنجکاو می‌شود و وارد همان خانه می‌شود و در آنجا با صحنه‌هایی از عزاداری زنان روبه‌رو می‌شود، اما پیرزنی متوجه حضور او شده و او را تنبیه کرده و از خانه بیرون می‌اندازد.