یادداشت‌های اختصاصی فیلم‌دیتا بر فیلم‌های جشنواره | «نیم‌شب»؛ التهابی که زودتر از موشک خنثی شد!

۱۴۰۴/۱۱/۱۷ فیلم‌دیتا

یادداشت‌های اختصاصی فیلم‌دیتا بر فیلم‌های جشنواره | «نیم‌شب»؛ التهابی که زودتر از موشک خنثی شد!

«نیم‌شب»، آخرین ساخته محمدحسین مهدویان، روایت‌گر ماجرای سقوط یک موشک در نزدیکی بیمارستان حضرت فاطمه (س) در جریان جنگ 12 روزه است. موشک عمل نمی‌کند و حالا یک تیم امنیتی اعزام شده تا آن را خنثی کند.

موشکی که عمل نکرده و هر لحظه ممکن است عمل کند، آن هم در محله‌ یوسف‌آباد تهران که افراد زیادی آن‌جا ساکن هستند و دو بیمارستان حضرت فاطمه (س) و محب کوثر در این محله قرار دارد؛ سوژه‌ای است که به خودیِ خود التهاب زیادی ایجاد می‌کند. اما آیا این التهاب را در فیلم هم می‌بینیم؟ پاسخ منفی است. موشک در دقایق زیادی از فیلم رها می‌شود و اِنگار نه اِنگار که موشکی سقوط کرده است. واکنش‌ها و رفتارها، جز دستوری که برای تخلیه هر دو بیمارستان صادر می‌شود، برای مواقع بحرانی و التهاب‌زا چندان معقول به نظر نمی‌آیند. این عدم منطق، خود را در دل تناقضات و حفره‌هایی که در قصه وجود دارند نشان می‌دهد.

برای مثال، مهدی که شخصیت اول فیلم و رئیس تیم امنیتی است، ادعا می‌کند اگر موشک عمل کند می‌تواند تا میدان فاطمی خسارت بر جای بگذارد. با این وجود، هر دو بیمارستان تخلیه و بیماران و کادر درمان به پارک شفق منتقل می‌شوند که فاصله چندانی با بیمارستان‌ها و موشک ندارند! نزدیک به 30 دقیقه از فیلم صرف تلاش مهدی و تیمش برای تخلیه دو بیمارستان و راضی‌کردن کادر درمان می‌شود تا بیماران به پارک شفق منتقل شوند؛ آن هم در حالی که پارک شفق در فاصله 110 متری بیمارستان حضرت فاطمه (س) قرار دارد! این 110 متر چه دردی را قرار است دوا کند؟ موشک اگر عمل کند، پارک مصون می‌ماند؟! با این تناقض، قبل از این‌که موشک خنثی شود، التهابی که قصه قرار بود ایجاد کند خنثی می‌شود.

علاوه بر تناقضات، فیلم حفره‌های داستانی هم دارد که یکی از آن‌ها مربوط به دستگیری چند تبعه افغانستان توسط نیروهای امنیتی می‌شود. یکی از آن‌ها که دختر است، با غیض و کینه می‌گوید «دیگه کارتون تمومه» و حتی به سمت مهدی حمله‌ور هم می‌شود. همه ما می‌دانیم که در جریان جنگ 12 روزه، تعداد زیادی از تبعه افغانستان که در ایران حضور داشتند، به دلیل انگیزه‌های مالی با دشمن همکاری کردند. اما فیلم فرض را بر اطلاعات بیرونی تماشاگر گذاشته و حتی کلمه‌ای اشاره به انگیزه این آدم‌ها برای ارتکاب چنین خیانت بزرگی نمی‌کند. حتی به نظر، این خشمی که دختر افغان قصه دارد، گویای انگیزه‌های مالی که ما می‌دانیم هم نیست؛ او به‌ظاهر کینه‌ای در دل دارد و قصد انتقام‌گیری داشته که ذره‌ای پشیمانی در رفتار او دیده نمی‌شود. دلیل این خشم چیست؟ او می‌خواهد انتقام چه چیزی را از ایرانیان بگیرد؟ این سوال هم بی‌جواب می‌ماند.

فیلم تناقضات و حفره‌های بیشتری دارد که به دلیل لو رفتن قصه در ایام اکران جشنواره، از بیان آن‌ها معذوریم. اما در کنار این اشکالات، نمی‌شود از کاراکتر مهدی که پرداخت مناسبی دارد و برای مخاطب باورپذیر می‌شود، گذشت. جدیت او در انجام وظیفه با رافت و مهربانی‌ای که به‌موقع بروز می‌دهد در هم آمیخته شده و او را تبدیل به شخصیتی تاثیرگذار و قابل‌باور برای مخاطب می‌کند. به علاوه، فیلم صادقانه تلاش دارد بر اتحاد آحاد مردم در هنگام وقوع بحرانی چون جنگ تاکید کند؛ اتحادی که آن را در رفتار مردم با هم در پارک به وضوح شاهد هستیم. هرچند حجم شعارهای گل‌درشت فیلم در سکانس‌های پایانی زیاد است، اما این تاکید بر نمایش اتحاد، حداقل «نیم‌شب» را تبدیل به فیلمی محترم می‌کند.