قسمت 1
در قسمت اول میبینیم مسعود رفیعزاده به همراه خانوادهاش در منزل قتلعام میشوند. سرگرد یونس امجد مسئول این پرونده میشود.
لیست قسمتها
در قسمت اول میبینیم مسعود رفیعزاده به همراه خانوادهاش در منزل قتلعام میشوند. سرگرد یونس امجد مسئول این پرونده میشود.
در قسمت دوم میبینیم دو خانواده دیگر هم قتلعام میشوند. شهرام پورمند به همراه همسر و فرزندانش در جاده شمال، و عطا سبحانی به همراه همسر باردارش در منزل کشته میشوند. آزمایشگاه اسلحهشناسی با بررسی پوکهای که در محل قتل شهرام و خانوادهاش پیدا میشود، به این نتیجه میرسد که این پوکه متعلق به اسلحهی بِرِتا و شخصی به نام...
در قسمت سوم میبینیم که سرگرد امجد در تحقیقاتش درباره امیرعلی نداف به پرونده واکسیناسیون عمومی در یکی از مناطق محروم کشور میرسد. نداف مسئول پروندهای بوده که در آن تعداد زیادی آدم بعد از واکسیناسیون میمیرند. طبق پرونده، نداف در اقدامی عجیب، قاضی پرونده که از قضا برادرِ همسرش هم بوده را با اسلحه بِرِتا میکُشد و فرار...
در قسمت چهارم میبینیم که بعد از مرگ سیروس عزت، پسرش سیاوش از سرگرد امجد که باعث مرگ سیروس شده، شکایت میکند. همچنین قتل دیگری مشابه قتلهای قبلی رُخ میدهد، اما دیگر سرگرد امجد مسئول این پرونده نیست؛ پرونده به دستیار او سپرده شده است. امجد که از این موضوع بهشدت عصبانی است، شبی در ماشینش با امیرعلی نداف مواجه میشود.
در قسمت پنجم میبینیم امیرعلی نداف ماجراهای پیگیری پرونده واکسیناسیون را برای سرگرد امجد شرح میدهد. نداف تعریف میکند که چطور او را بیهوش کردند و سپس اسلحه بِرِتا را از او دزدیدند تا قتل حبیب توفیقی که بازپرس پرونده واکسیناسیون بود را به گردنش بیندازند. همچنین یک قتل دیگر با اسلحه بِرِتا رُخ میدهد؛ یاسر ربانی قربانی...
در قسمت ششم میبینیم امیرعلی نداف بار دیگر به سراغ سرگرد امجد میرود تا مابقی داستانش را برای او تعریف کند. او میگوید همسرِ وکیل پرونده واکسیناسیون را هم با اسلحه بِرِتا کُشتند و گردن او انداختند. او با کمک سیروس از کشور خارج میشود و به آذربایجان میرود، اما آنجا به دلیل درگیری با پلیس، به بیستسال حبس محکوم میشود.
در قسمت هفتم میبینیم سرگرد امجد از محسن مولا میخواهد به او اجازه دهد در پرونده قتلها همراهیاش کند. محسن میپذیرد و به همراه امجد، به سراغ کسانی میروند که پرویز اردلان و یاسر ربانی (دو نفر از مقتولین اسلح بِرِتا) را از دوره دانشجویی میشناسند. امیرعلی نداف هم از طریق دانیال، پسر سرگرد امجد، مستندات پرونده واکسیناسی...
در قسمت هشتم میبینیم سرگرد امجد و محسن مولا، در ادامه بررسی پرونده قتلها به فردی به نام پژمان سرخوش میرسند. در فلاشبکی به گذشته شاهد هستیم پژمان کسی بوده که قربانیان این پرونده را تلکه میکرده است. امجد و مولا منزل پيمان سرخوش را پیدا میکنند.
در قسمت نهم میبینیم یاسر ربانی که قربانی اسلحه بِرِتا شده بود، در بیمارستان جان میدهد. سهراب، پسر یاسر، میخواهد پدرش کنار مادرش دفن شود، اما هنگام دفن متوجه میشود قبر مادرش خالی است و کسی اصلاً آنجا دفن نشده است! سرگرد امجد با نداف قرار میگذارد و به محل اختفای او میرود. امیرعلی نداف به یونس امجد میگوید حاضر است...
در قسمت دهم میبینیم یونس و نداف به دنبال دکتر رمضانی هستند؛ همان کسی که مسئول پزشکی پرونده واکسیناسیون بوده. آنها با کمک دانیال، پسر یونس، که تصویر دکتر را نقاشی کرده، رد او را میزنند و متوجه میشوند نام او دکتر شاهرخ سیاح بوده و مسئول پرونده هم نبوده است. نداف با کمک سیاوش نزد سیاح میروند و با تهدید، اسامی افراد پ...